|
دیوونه ی عشق
من شکایت دارم از روزی که دنیا آمدم
بی خبر بی میل خود تنها به اینجا آمدم بی خبر زندانیه دنیا شدم آخر چرا؟ من مگر گفتم :خدا می خواهد این دیوانه را؟؟؟
+
تاريخ سه شنبه 2 آذر1389ساعت 18:0 نويسنده فرناز جون
|
پای سگ را بوسید مجنون:::
گفتند این چه بود؟ گفت این سگ گاه گاهی سوی لیلی رفته بود...
+
تاريخ چهارشنبه 9 شهریور1390ساعت 21:3 نويسنده فرناز جون
|
تو یه روز سرد و برفی با دلم مثل پرنده ها لب حوض
کنار نرده ها هر چی گشتم جای گرمی بهتر از قلبت ندیدم میشه دوستم داشته باشی؟؟؟؟؟؟؟
آخه بیرون خیلی سرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+
تاريخ چهارشنبه 9 شهریور1390ساعت 20:54 نويسنده فرناز جون
|
یا مخرب النرخ والبازار یا مدبر الزور و الفشار یا مسبب الجبر و الاجبار حول فشارنا الی احسن الفشار
آغاز جهاد اقتصادی مبارک
+
تاريخ دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 21:43 نويسنده فرناز جون
|
آری عشق است که دو کبوتر را در میان خارهای
فرسوده وادار میکند تا بر لبان هم بوسه بنشانند!!!!!!!!!!!!
+
تاريخ سه شنبه 26 بهمن1389ساعت 16:10 نويسنده فرناز جون
|
گریه نشانه ضعف نیست
گاهی نشانه بخشش است گاهی یک فداکاری گاهی یک ظلم گاهی هم نمایانگر عظمت یک *عشق*
+
تاريخ سه شنبه 26 بهمن1389ساعت 15:59 نويسنده فرناز جون
|
عشق خیس شدن دو دلدار در زیر باران نیست...
عشق این است که من چترم را روی دلدار بگیرم و او نبیند... نبیند و هرگز نداند که چرا در زیر باران خیس نشد!!!
+
تاريخ شنبه 16 بهمن1389ساعت 20:54 نويسنده فرناز جون
|
.....
.....من مسلمانم به امید دیدنت در کلیسا شمع روشن میکنم همین را میخواستی؟ لازم نیست مرا دوست داشته باشی من تو را به اندازه ی هر دومان دوست دارم......../
+
تاريخ یکشنبه 19 دی1389ساعت 11:5 نويسنده فرناز جون
|
هرگز اشتباه نکن اگه کردی تکرار نکن اگه تکرار کردی اعتراف نکن اگه اعتراف کردی التماس نکن اگه التماس کردی دیگه زندگی نکن!
+
تاريخ یکشنبه 19 دی1389ساعت 10:58 نويسنده فرناز جون
|
توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا
وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+
تاريخ یکشنبه 19 دی1389ساعت 10:39 نويسنده فرناز جون
|
+
تاريخ جمعه 17 دی1389ساعت 19:15 نويسنده فرناز جون
|
روی تخته سنگی نوشته شده بود اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ زیرش نوشتم صبر کند!جوان زیر این جمله ی من نوشه بود: اگر صبر نداشت چه؟ منم با بی حوصلگی نوشتم:بمیرد بهتر است ایاحی گذشت رفتم جوابم را بخونم اما زیر تخت سنگ جوانی را مرده یافتم!
+
تاريخ پنجشنبه 4 آذر1389ساعت 19:30 نويسنده فرناز جون
|
خود کشی بهشت است وقتی زندگی برایت جهنم باشد
+
تاريخ چهارشنبه 3 آذر1389ساعت 19:25 نويسنده فرناز جون
|
انسان عزیزش رو فراموش نمیکنه بلکه تنها به ندیدنش
عادت میکنه! تقدیم به تو که عادت به ندیدنت مثل فراموش کردنت غیر ممکنه!!!
+
تاريخ چهارشنبه 3 آذر1389ساعت 13:59 نويسنده فرناز جون
|
چقد سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه
بدی که یه بار زیر آواره غرورش له شدی!
+
تاريخ دوشنبه 24 آبان1389ساعت 22:28 نويسنده فرناز جون
|
امروز ۲۴/۰۸/۸۹ تولد وبلاگم مبارررررک
ساعت ۲۱:۱۲
+
تاريخ دوشنبه 24 آبان1389ساعت 21:13 نويسنده فرناز جون
|
|